به گزارش سرویس جهان مشرق، «سَرور عباس»، تحلیلگر امور بینالملل در مقالهای برای وبگاه پرستی وی، تحلیلی مجمل اما جامع از روند مقاومت ۴۰ روزهی ایران و دستاوردهای آن داشت که ترجمهی آن به مخاطبان مشرق ارایه می گردد.
چهل روز از جنگی میگذرد که بهطور غیرقانونی بر جمهوری اسلامی ایران تحمیل شده است، و آنچه غیرقابلتصور بود رخ داده است. آمریکا بدون هیچ تشریفاتی عقبنشینی کرده و ایران «پیروزیای تاریخی» اعلام نموده و بر جایگاه خود به عنوان یک ابرقدرت جهانی جدید مهر تأیید زده است.
و دشمن، با وجود به کارگیری تمام توان نظامی خود، مجبور شده است طرح دهمادهای ایران را بپذیرد؛ طرحی که شامل آتشبس دائمی، لغو تمام تحریمهای اولیه و ثانویه، و خروج نیروهای رزمی آمریکا از منطقه میباشد.
این طرح همچنین شامل کنترل کامل و مطلق ایران بر تنگه هرمز است؛ این آبراه استراتژیک که در ماه گذشته، روند تأمین انرژی جهان را با اختلال مواجه کرده بود.
پس از چهل روز از جنگی که اصلاً نباید رخ میداد، متجاوزان نتوانستهاند به هیچیک از اهداف اعلامشده خود دست یابند. ترامپ با ناامیدی به دنبال راه فراری از باتلاقی بود که خود در ایجاد آن نقش داشت، و جهان شاهد رویدادی بیسابقه بود: شکست یک ابرقدرت به دست کشوری که تن به تسلیم نمیدهد.
این جنگ تجاوزکارانه در ۲۸ فوریه (۱۰ اسفند)، همزمان با مذاکرات غیرمستقیم هستهای بین تهران و واشنگتن، آغاز شد. هدف اولیه آن جسورانه بود: «تغییر رژیم» در ایران. اولین موج حملات به طور خاص رهبر انقلاب اسلامی، آیتالله سید علی خامنهای، و همچنین چندین تن از فرماندهان ارشد نظامی را هدف قرار داد. امواج بعدی نیز فرماندهان و مقامات عالیرتبه را نشانه رفت.
واشنگتن و تلآویو معتقد بودند این بار شرایط متفاوت است. بر خلاف جنگ ۱۲ روزه ژوئن سال قبل که آن هم در میانه مذاکرات هستهای رخ داد، این بار طرفداران «تغییر رژیم» احساس میکردند فروپاشی جمهوری اسلامی قریبالوقوع است. اما آنها به طرز فاجعهباری اشتباه کردند، اشتباهی که اکنون باید متوجه شده باشند.
بلافاصله پس از آغاز عملیاتی که «طوفان خشم» نامیده شد، ترامپ از اطمینان خود میگفت که تجاوز آمریکا به مردم ایران اجازه خواهد داد دولت خود را سرنگون کنند، به این امید که فردی مطیع واشنگتن را بر سر کار بگمارد.
شاید نقشه این بود که همان کاری را بکنند که در ونزوئلا کردند. اما ترامپ و دستیارانش فراموش کردند که ایران ونزوئلا نیست. و مردم ایران تماشاگرانی منفعل نیستند.
پس از حملات تلافیجویانه ویرانگر ایران که تقریباً تمام تأسیسات نظامی آمریکا را در سراسر منطقه با خاک یکسان کرد، رئیسجمهور ترامپ دو هفته پیش اعلامیهای ساختگی منتشر کرد. او ادعا نمود که «تغییر رژیم» قبلاً در ایران رخ داده است و منظور او انتخاب آیتالله سید مجتبی خامنهای به عنوان رهبر جدید کشور بود.
او به خاطر این ادعای عجیب و غریب مورد تمسخر قرار گرفت. همانطور که یک ناظر طنزآمیز گفت، ماشین جنگی آمریکا و اسرائیل حتی نتوانست شعارهای انقلابی ایران را تغییر دهد، چه رسد به سرنگونی نظامی که نزدیک به پنج دهه از توطئهها و دسیسهها جان سالم به در برده است.
هنگامی که آیتالله مجتبی خامنهای در ۱۳ مارس (۲۳ اسفند) با مردم سخن گفت، لحنی سرسختانه و مقابلهجویانه داشت – او وعده انتقام برای شهدا را داد، بر مقاومت در برابر تجاوز تأکید کرد، و بر اهمیت راهبردی کنترل تنگه هرمز انگشت گذاشت.
انتخاب او، به دور از نشان دادن فروپاشی، قدرت نهادی نظام را به نمایش گذاشت؛ چیزی که محصولات کلاس «اپستین» هرگز آن را درک نخواهند کرد. جمهوری اسلامی بر پایه ساختارهای قانون اساسی استوار است که به یک فرد گره نخورده است. دکترین راهبردی آن همچنان تزلزلناپذیر است، و این بار نیز در طول این جنگ دوباره به اثبات رسید.
ترامپ از دیرباز برنامه هستهای ایران را یک تهدید وجودی قلمداد کرده است. پیش از جنگ رمضان، او تهدید به اقدام نظامی برای از بین بردن آن کرده بود، حتی اگر، همانطور که بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی اشاره کردند، پس از جنگ ۱۲ روزه مدعی شده بود که این برنامه قبلاً «نابود شده است».
سرانجام، پس از چهل روز جنگ و سخنان پوچ و بیمعنی، رویای «تغییر رژیم» نیز به باد رفت. تلاش او برای حمله به تأسیسات هستهای در اصفهان با شکستی فاحش مواجه شد، چرا که آمریکاییها ناوگان عظیمی از هواپیماهای خود را در این فرآیند از دست دادند، بدون اینکه به هیچ نتیجهای دست یابند.
ترامپ همچنین بر تنگه هرمز وسواس داشت و قول بازگشایی آن را داده بود. نیروی دریایی ایران پس از آغاز این جنگ ناعادلانه، عملاً این آبراه را به روی کشتیهای آمریکایی و متحدانشان بسته بود. هرگونه تلاش برای عبور از تنگه بدون رضایت ایران، فاجعهبار بود.
ترامپ چندین هشدار صادر کرد: تنگه را باز کنید، در غیر این صورت با حملاتی به نیروگاههای ایران روبرو خواهید شد. مهلتهای تعیین شده از ۴۸ ساعت به پنج روز، سپس ده روز و دوباره ۴۸ ساعت تغییر یافت تا اینکه سرانجام تسلیم شد و طرح دهمادهای ایران را پذیرفت.
تغییر اهداف بیحاصل کارزار نظامی آمریکا، از روز اول تا روز چهلم، نشاندهنده فقدان شگفتآور استراتژی یا وضوح بود. حتی سیاستمداران و کارشناسان آمریکایی این جنگ را غیرضروری و ناعادلانه محکوم کردند و بسیاری از آنها حتی پیشنهاد اعمال متمم ۲۵ قانون اساسی برای برکناری این رئیسجمهور خودبزرگبین را مطرح نمودند.
فراتر از شکست استراتژیک، ایالات متحده از حملات تلافیجویانه ایران با نام «وعده صادق ۴» – که در ۴۰ روز، ۹۹ حمله را شامل میشد – آسیبهای نظامی و اقتصادی سنگینی متحمل شد.
بر اساس گزارشها، تنها در هفته اول، حملات تلافیجویانه ایران یک میلیارد دلار به مالیاتدهندگان آمریکایی هزینه تحمیل کرد. بر اساس تحلیل شبکه پرس تیوی، استقرار ناوهای هواپیمابر و جنگندهها ۶۳۰ میلیون دلار هزینه داشت، در حالی که از دست دادن جنگندههای اف-۱۵ای در کویت نزدیک به ۳۰۰ میلیون دلار دیگر اضافه کرد.
این جنگ به یک دام پرهزینه برای دولت ترامپ تبدیل شده بود که به طور گسترده به عنوان یک محاسبه اشتباه راهبردی بدون هیچ دستاوردی و تنها همراه با ضرر و زیان تلقی میشد. دقیقاً به همین دلیل نقش نتانیاهو کلیدی بود. او به تنهایی نمیتوانست این کار را انجام دهد، بنابراین ترامپ را به این جنگ غیرضروری کشاند.
در مجموع ۹۹ موج از حملات موشکی و پهپادی ایران، پایگاههای آمریکا را در سراسر منطقه با خاک یکسان کرد و نیروهای آمریکایی مجبور شدند مواضع مستحکم خود را برای اسکان در هتلها و دفاتر کاری رها کنند. آمریکاییها تلفات، به ویژه تلفات انسانی را کمجلوه دادهاند، اما برآوردهای مستقل تعداد کشتهها را در صدها نفر، اگر نه هزاران نفر، تخمین زدهاند.
ناوگان پنجم آمریکا در بحرین، که سنگر حضور نظامی ایالات متحده در منطقه است، به ویژه بیشترین آسیب را دید. حملات ایران بارها مقر این ناوگان در منامه را هدف قرار داد و مدل جدیدی از جنگ نامتقارن را به نمایش گذاشت که خسارات جبرانناپذیری به زیرساختها، انبارهای مهمات و ساختمانهای فرماندهی در آنجا وارد کرد.
قدرت هوایی آمریکا در منطقه کاملاً نابود شد. در ۲۷ مارس (۷ فروردین)، سپاه پاسداران یک فروند هواپیمای ای-۳ سنتری آواکس به ارزش ۷۰۰ میلیون دلار را در پایگاه هوایی شاهزاده سلطان در عربستان سعودی، همراه با چندین فروند هواپیمای جنگ الکترونیک و سوخترسان، نابود کرد. روزها قبل از آن، نیروهای مقاومت ایران و عراق شش فروند کیسی-۱۳۵ استراتوتانکر، ستون فقرات مهم سوخترسانی هوایی آمریکا، را سرنگون کردند.
چند روز بعد، ایران برای اولین بار در تاریخ، یک فروند جنگنده رادارگریز اف-۳۵ لایتنینگ II را با موفقیت مورد اصابت قرار داد. این دارایی چند تریلیون دلاری ارتش آمریکا در مرکز ایران هدف قرار گرفت.
تعدادی از جنگندههای اف-۱۵، اف-۱۶، اف-۱۸، بیش از ده فروند پهپاد امکیو-۹ ریپر و بیش از ۱۷۰ فروند پهپاد دیگر نیز سرنگون یا آسیب دیدند. چهار رادار ایان/تیپیوای-۲ سامانه تاد و یک تأسیسات هشدار زودهنگام یک میلیارد دلاری در قطر نیز مورد اصابت قرار گرفتند.
در ۳ آوریل (۱۴ فروردین)، که «تاریکترین روز» برای نیروی هوایی آمریکا نام گرفت، یک فروند اف-۱۵ئی استرایک ایگل، یک فروند ای-۱۰ تاندربولت II، چندین پهپاد امکیو-۹ ریپر و پهپادهای شناسایی هرمس نیز توسط پدافند هوایی ایران سرنگون شدند که از زمان جنگ ۱۲ روزه بسیار پیشرفت کرده است.
از سوی دیگر، به دلیل بسته شدن تنگه هرمز بر روی کشتیهای آمریکایی و متحدانشان، قیمت نفت به بالاترین حد خود در سه سال اخیر رسید که پیامدهای گستردهای در سراسر جهان داشت.
قیمت بنزین در آمریکا از ۴ دلار در هر گالن فراتر رفت و قیمت گازوئیل نیز در بسیاری از ایالتها به ۶ دلار رسید. اختلال در تأمین به گاز طبیعی مایع (الانجی)، کود و سایر کالاها نیز سرایت کرد.
بدتر از همه، محبوبیت ترامپ به ۳۶ درصد سقوط کرد که پایینترین میزان از زمان بازگشت او به قدرت بود و ۵۹ درصد نارضایتی ثبت شد که بالاترین میزان در کل کارنامه سیاسی او محسوب میشود.
اکنون جمهوریخواهان نگران انتخابات میاندورهای هستند.
اکنون، چهل روز پس از آغاز جنگ تجاوزکارانه خود، آمریکا مجبور شده است طرح دهمادهای تهران را بپذیرد: آتشبس دائمی، کنترل ایران بر تنگه هرمز، پذیرش غنیسازی، لغو کامل تحریمها، پایان یافتن تمام قطعنامههای سازمان ملل، غرامت جنگی، خروج نیروهای رزمی آمریکا از منطقه، و پایان جنگ در تمام جبههها، از جمله علیه مقاومت اسلامی لبنان.
این یک بنبست نیست. این یک شکست است – شکستی تاریخی، غیرقابل انکار و کوبنده.
دوران قدرت بیچالش آمریکا در غرب آسیا به پایان رسیده است. ایران به عنوان یک ابرقدرت منطقهای ظهور کرده است و جهان باید این حقیقت انکارناپذیر را بپذیرد.





۰۱:۲۹ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۳